پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 84890
  • تعداد نظرات : ۳ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۵ فروردین, ۱۳۹۷ - ۰۸:۴۷
  •   

    سراسیمه های روستایی!

    روستای ما مرکز بخش گمبوعه از توابع شهرستان حمیدیه است. روستایی که یادمان جهاد عشایر عرب در آن قرار دارد. این روستا نسبت به دیگر روستاهای بخش از سر و وضع بهتری بر خوردار است. بخش اعظم اقتصاد این روستا وابسته به کشاورزی است. در این روستا بخشداری، مرکز خدمات کشاورزی، شرکت تعاونی روستایی، حوزه […]

    روستای ما مرکز بخش گمبوعه از توابع شهرستان حمیدیه است. روستایی که یادمان جهاد عشایر عرب در آن قرار دارد. این روستا نسبت به دیگر روستاهای بخش از سر و وضع بهتری بر خوردار است. بخش اعظم اقتصاد این روستا وابسته به کشاورزی است. در این روستا بخشداری، مرکز خدمات کشاورزی، شرکت تعاونی روستایی، حوزه و پایگاه بسیج، خانه بهداشت و مرکز جامع خدمات بهداشتی با ۳ مدرسه، یک مسجد جامع و ۴ حسینه و تعداد کثیری از مراکز خدمات و فروشگاههای خصوصی وجود دارد، همه اینها را گفتم تا امیدوارم بتوانم تمایزی در ذهن خواننده با روستاهایی که هیچ کدام از مراکز بالا را ندارند، ایجاد کرده باشم. چون در ادامه می خواهم چند مورد از لایه های زندگی مردم این روستا را که بصورت اتفاقی امروز و در هفته گذشته مشاهده کردم را باهم مرور کنیم.

    سکانس اول) :خانمی هم سن و سال خودم ( حدود ۴۰ ساله ) که فرزند دختر سرماخورده اش را برای مداو به مرکز جامع خدمات بهداشتی آورده بود. پس از ویزیت پزشک از گرفتن دارو به نحویی خودداریی کرد، بعدها متوجه شدم که آن مادر بدلیل نداشتن هزینه دارو که کمتر از ده هزار تومان است، نسخه فرزندش را تا زمان دریافت یارانه نگه می دارد.

    سکانس دوم) :پسر بچه ۷ ساله ای که با حرف شنوی، انجام تکالیف مدرسه و انظباط در خانه و مدرسه پس از چند روز توانسته بود، اسکناس ۲۰۰۰ تومانی که تنها موجودی خانواده اش است را تصاحب کند تا به آرزوی خریدن یک توپ پلاستیکی اش برسد، بدلیل کم آوردن هزار تومان ناباورانه، فروشگاه یکی از بستگان نزدیکش را دست خالی و نا امید ترک می کند.

    سکانس سوم) :مادر چند بچه کوچک و بزرگ که همسرش را سالها پیش بدلیل بیماری از دست داده بود، سراسیمه کوچه های روستا را آشتفه دنبال ماموران برق می گشت. گویی ماموران سازمان برق منطقه در حالی که آن مادر ۵۰ ساله در خانه نبوده، انشعاب برق منزلش را بعلت بدهی جمع کرده بودند و حالا آن زن تنها و بی کس مانده بود در حالی که توانایی پرداخت بدهی اش را ندارد، چگونه با این قضیه کنار بیایید و تنها دارای اش التماس و خواهش و تمنا است.

    سالهاست در جهان نظریه ای مطرح می شد بنام دهکده جهانی. من هم با قرائتی که از این نظریه داشتم امیدوار بودم که به مدد تکنولوژی و راههای ارتباطی که ایجاد شده و می شود، می توان به آینده بشری در این دیار امیدوار بود. اما با توجه به شواهدی که وجود دارد آن هم در روستایی که تا چند وفت پیش اگر طفلی مریض می شد، اگر دزدی خانه ای را می زد، اگر آبی تکان می خورد، همه روستا را هول بر می داشت، نه فقط امیدواریم نسبت به نظریه دهکده جهانی و استفاده از روش های ارتباطی جدید قطع شد، حتی دارم به آن شک میکنم که کارکرد این نظریه به جای شکوفایی می تواند اسباب عقب ماندگی جوامع ما باشد.در این میان اگر چه دقیقا” نمی دانم مشکل از کجا آب می خورد، اما نگرانم.نگرانم از بشریتی که روز به روز دارد سراسیمه می شود. چه آنهایی که پایین، زیر خط فقر دارند دست و پایین می زنند، چه آنهایی که بالا خود را بی خیالی محض می زنند.

    مجید عبودی

    برچسب ها :
    انتشار یافته: ۳
    1. والله وسفه.

      واقعا” جای بسی تاسف دارد.

    2. با سلام
      من تعجب می کنم از آقای مهندس عبودی که خودش ساکن روستای گمبوعه هستند و از جزئیات اتفاقات و وقایع خبر دارند و بعد می نویسند که نمی دانم مشکل از کجاست.

      مشکل از عدم مدیریت آب کشاورزی است. آب کشاورزی متطقه در دست چند نفر است که به پشتوانه دولت به قیمت نابودی روستاها دست به هرکاری می زنند. و به نظر می رسد این سیاست دولت باشد تا بتوانند راحت تر آب رودهای خوزستان را منتقل کنند.

    3. در پاسخ به اظهار نظر آقای محمد عبودی و اطلاع خوانندگان محترم لازم می بینم یادآوری کنم که:
      آب کشاورزی به عنوان یک کالای عمومی و ملی در دست دولت است. نهادهای متولی مدیریت منابع آب طبق قانون و عرف موظف به تقسیم عادلانه آن هستند. قانون به تصزیح نحوه نقسیم عادلانه آب را هم مشخص کرده است. چیزی که در این میان به عنوان حلقه مفقوده جای خالی آن احساس می شود و من نمی دانم مشکل از کجا آب می خورد این است که چرا متولیان دولتی منابع آب و سازمانهای وابسته مانند سازمان آب و برق، جهادکشاورزی، سازمان تعاونی روستایی، بخشداری و فرمانداری در این زمینه کاریی نمی کنند و به نوعی اجازه هر گونه سوء استفاده در این زمینه را به نام ها و نشانه های مختلف می دهند و با این بی توجهی و سکوت به کشاورزان و روستاها که مراکز تولید کشاورزی هستند، ضربه های جبران ناپذیری وارد می کنند.