پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 84507
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۶ فروردین, ۱۳۹۷ - ۱۳:۳۸
  •   

    حیوان سیاسی!

    زیستن شادمانه، زیستی است که با دیگران سپری شود، در اجتماعی زیستن بشر، او را به یک تعریف <حیوان سیاسی> شرح میدهند، ؛ من هستم، چون ما هستیم؛ ، خوشبختی آدمیان در واقع در کنار سعادتمندی دیگران قابل درک است.بنابراین ایجاد روابط عمیق مسولیتمدار و هدفمند در زندگی کلیدِ خوب زیستن است.کمی پا را آنطرفتر […]

    زیستن شادمانه، زیستی است که با دیگران سپری شود، در اجتماعی زیستن بشر، او را به یک تعریف <حیوان سیاسی> شرح میدهند، ؛ من هستم، چون ما هستیم؛ ، خوشبختی آدمیان در واقع در کنار سعادتمندی دیگران قابل درک است.بنابراین ایجاد روابط عمیق مسولیتمدار و هدفمند در زندگی کلیدِ خوب زیستن است.کمی پا را آنطرفتر خواهیم گذاشت و در عصر اخلاقیات این تعریف قابل درک است، که تمرکز و تلاش برای خوشبختی دیگران و الویت بخشی به شادمانه زیستن آنها به جای تمرکز و انحصار نگریستن به خوشبختی شخصی، شاخص یک جامعه سالم و اخلاق مدار است،

    در این باب تعریف سیاست!هنر خوبِ اداره کردن امور مردم در دنیای مادی و ملموسشان است که در آن احساس عدالت و خوشبختی و عزت نمایند، در سیاست تعریفی مذکور ، دروازه های مذاکره و مباحثه برای قبول بهترین و معقولترین راه حل ها همیشه باز است، و بده و بستان های سیاسی در راستای محقق نمودن آرامش و آسایش اجتماع شرح داده شده. و ، انعطاف و مسیرهای سیاست و مذاکرات سیاسی آنقدر وسعت دارد، که در جهان مدرن سعی می شود، چالش های اجتماعی به نوعی و عمداً وارد حوزه سیاست شوند، تا برای حل آنها از نسخه های مدرن سیاسی استفاده شود،امروزه تعریف سیاست از دغل بازی و دروغ، به تمرکز بر اخلاقیات و عدالت گزینی کوچ کرده و هر چند این کوچ در برخی جوامع با تاخیر و کند در حال انجام بوده ولیکن اجتناب ناپذیر شده است.

    در سیاست مدرن ایجاد تبعیض و تحقیر و شمرده نگرفتن دیگران، بیشعوری تلقی میگردد؛ زیرا بیشعوران هستند، که باعث القای احساس تبعیض و تحقیر و پوچی در دیگران میشوند. حال این بیشعور در هر جایی ممکن است، قرار بگیرد، نادیده گرفتن دیگران یا بحساب نیاوردن گروههای انسانی متفاوت، عین نابخردی است. که موجب سرخوردگی و افشال انسجام اجتماعی است.در کلیپی که نشان میدهد، اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا؛ بعد از نگاه نکردن و توجه ننمودن به سربازی که پای پله های هواپیما خبردار ایستاده بود، از بالای پله ها بر میگردد، و با سرباز مذکور دست میدهد و دلجویی میکند، ناشی از آنست، که نمیخواست بیشعور تلقی گردد!!

    عصر ما؛ عصر تضادهاست!عصر انتصاب وزیر خوشبختی و شادمانی در برخی کشورها و زنده زنده سوزاندن مردم در برخی کشورهای دیگر شده است، ، عصریست که پیشانی ها از عبادت پینه بسته و جیب ها مملو از پول بیت المال است. دوره ما!دوره است که برخی فرصت طلبان بیشعور!از محرومیت های مردم برای خود و منافع خود کلاه میدوزند و در خلوت خود به این فریب دادن ها میخندند. اما باید دانست، بزرگترین راه نجات از این تتاقض ها و حرکت به سمت تعالی در زمینه های انسانی، تزریق آگاهی به مردم است، و این آگاهی لازم است، دارای محتوای مثبت، استاندارد، فراگیر و مستمر باشد.فضیلت بخشی به افراد، باید براساس تاثیری که بر اجتماع دارند و اینکه چقدر برای اجتماع هزینه نموده اند، تعریف گردد و الا آن پزشکی که بجز مال اندوزی بفکر هیچ چیز نبوده یا آن فردی که از نام و جایگاهش روزی میخورد، بنظر بنده فاقد شأن و احترام اجتماعی است.

    امروزه که اطرافمان پر شده از بحرانهای مختلف به همدلی بیشتری نیاز داریم، این همدلی ضروریست در بکار بردن متون ادبی، مشارکت فیزیکی، تصمیم سازی و تصمیم گیری و توزیع منابع و عدالت گستری رنگ واقعیت بخود بگیرد!!خط کشی انسانها به هر نحو در یک اجتماع مشترک و نداشتن یک خط مشی تعریف شده در ایجاد همزیستی مسالمت آمیز، نه تنها همدلی را موجب نمیشود بلکه فاجعه برخورد گروههای انسانی را بدنبال خواهد داشت.انسان را حیوان سیاسی قلمداد کردن بر این بنا شده که آدمی با مذاکره میتواند مشکلات خود را حل کند، و ویژگی فیزیولوژی و عقلانیت انسان او را از برخورد برحذر داشته و اصولا جنگ ها نتیجه تعطیلی مذاکره و مباحثه و عدم سیاست ورزی است.

    مردم در قبال عدالت احساس رضایت درونی بیشتری مینمایند و غیر ممکن است در جوامعی که عدالت گستری رواج داشته باشد، شاهد هرج و مرج و نابسامانی اجتماعی باشیم،مفهوم عدالت در سیاست جایگاهی رفیع تر حتی از اخلاق دارد، بدینسان که برای مردم یک مسوول عدالت محور بسیار مفیدتر از یک مسوول اخلاق مدار است، زیرا در عدالت، توزیع منابع اقتصادی و قدرت اجرایی و سیاسی موجب ایجاد یک حس وجودی و شهروندی در آحاد جامعه میگردد، بطوریکه مردم بیش از اینکه از فقر و نبود امکانات رنج ببرند، از نابرابری در توزیع و یکسان ندیدن آزرده خاطر میشوند.

    فاضل خمیسی

    برچسب ها :