پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 79158
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۰ آذر, ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۰
  •   

    چه کسی می گوید “زن” در موضع “ناز” است؟

    هوا رو به سردی و تاریک شدن و، خیابانها کم کم خالی از تردد و حضور مردم میشدند، برخی مردان به بهانه دل به دست آوردن قلب همسر با دستان پر در حال رفتن به منزل هستند، و آنقدر در فکر چگونگی حضورند که فقط به مسیر می‌اندیشند، و توجهی به اطراف ندارند؛ رقیه اما؛ […]

    هوا رو به سردی و تاریک شدن و، خیابانها کم کم خالی از تردد و حضور مردم میشدند، برخی مردان به بهانه دل به دست آوردن قلب همسر با دستان پر در حال رفتن به منزل هستند، و آنقدر در فکر چگونگی حضورند که فقط به مسیر می‌اندیشند، و توجهی به اطراف ندارند؛ رقیه اما؛ ناز کردن و عشوه آمدن را بلد نیست، تا منتظر همسرش باشد، او سیده و خانم است، البته فقط در عنوان!!

    او را شناختم، وقتی که تا کمر در سطل زباله بدنبال عدالت میگشت…زنی ۳۸ ساله و سیده که مسوولیت ۴ دختر را بعهده داشته که دوتای آنها کر و لال هستند،قیافه اش نه بوتاکس و نه ژلی بود و به تقویم ۷۰ ساله مینمود، و چه سخت است، آرزوها در سطل های زباله گم شوند مثل مفاهیم انتظار داشتن از یک جامعه انسانی ً…با رقیه صحبت کردم، از شرمندگی خودم گفتم که او حقی بیش از این بر گردن امثال من دارد، اما او میگفت از کسی انتظارنداردو از زمانی که شوهر معتادش با سیم داغ دست و بدنش را میسوزاند، دنیا را با مفهوم مهربانی را دفن کرده و پذیرفته برای رنج کشیدن آفریده شده!!!

    رقیه تا سوم راهنمایی درس خوانده و در ۱۴ سالگی به فشار زن پدر تن به ازدواج میدهد، ازدواجی که در آن سازی بجز هلهله های بدبختی نواخته نمیشود، و لباس سفید عروسی در کار نبود،بغضش می ترکد، از اینکه در خیابان میخوابد و مجبور است، هفته ای یکبار به شهرستان برود، جایی که دخترانش را به دست همسایه سپرده!

    برایم سوال شد، که او هنوز زن است و در موضع ناز کردن؟ که گفت حدود ۲۰ سال است که ناخن هایش را لاک نزده و رژی به لبانش نمالیده است، و زن بودن را فقط در ترس و دستار بر سری میداند که سر بی مویش را میپوشاند، میداند،عجله رفتن داشت، زیرا زنان رقیب ایشان برای زباله گردی زیاد شده اند، و نیز چرخ گاریش مثل سیستم توزیع لنگ میزد..حالا دیگر باران برای نیامدن دلیل داشت، …

    فاضل خمیسی

    برچسب ها :