پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 85991
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۷ - ۱۲:۲۷
  •   

    پوپولیسم نمرده است!

    اخیرا فرماندار جدید نهاوند در نخستین روزهای کاری خود دستور داده تا جلسات ادارات شهرستان، در تایم اداری برگزار نشوند و بجای آن ساعت برگزاری جلسات را ۹ شب اعلام کرده است. (به نقل از رسانه ها).یادم هست روزی که قرار بود پل کابلی اهواز – که کل هزینه و اجرایش با شهرداری بود- توسط […]

    اخیرا فرماندار جدید نهاوند در نخستین روزهای کاری خود دستور داده تا جلسات ادارات شهرستان، در تایم اداری برگزار نشوند و بجای آن ساعت برگزاری جلسات را ۹ شب اعلام کرده است. (به نقل از رسانه ها).یادم هست روزی که قرار بود پل کابلی اهواز – که کل هزینه و اجرایش با شهرداری بود- توسط محمود احمدی نژاد افتتاح شود لحظاتی قبل از حضور او، محافظانش با عجله بدنبال تهیه میوه بودند و بدون اطلاع قبلی با حضور در کارگاه پل، بطور تصادفی دو عدد پرتقال را برداشتند تا برای آقای رئیس جمهور آماده کنند چراکه می گفتند از شدت کار زیاد و شب نخوابی، فشارش افتاده است!

    برای من این سوال ایجاد شده بود که براستی چرا باید رئیس جمهور یک کشور بزرگ، که علی القاده باید فکر کند، تصمیمات بزرگ بگیرد، راهبری و مدیریت کند و تمرکز بالایی برای سخن گفتن و اداره جلسات داشته باشد، باید شب نوابی داشته باشد و آنقدر خسته و بی رمق باشد که فشارش بیفتد.یک راننده که تنها مدیریت یک خودرو را برعهده دارد برای به سلامت رسیدن نیاز به استراحت دارد و همگان او را به استراحت کافی تشویق می کنند تا بخوبی بتواند رانندگی کند و در لحظات خاص و بحرانی، مغز او قدرت کنش و واکنش سریع را داشته باشد، آنوقت چطور راننده دستگاه اجرایی یک کشور نباید به اندازه کافی استراحت کند، ورزش و پیاده روی کند و…خب ما نتایج آن شیوه مدیریت بر کشور را دیدیم.

    این یک شیوه و شاید بخشی از یک استراتژی برخی سیاستمداران و دولتمردان در ادوار مختلف است؛ سیاستمداران و دولتمردان پوپولیست.پوپولیستها، چون با اندیشه ورزی، خردجمعی، مشورت پذیری و تصمیمات مبتنی بر عقلانیت و تدبیر چندان الفتی ندارند، منشا قدرت خود را نیز در رفتارهای پوپولیستی جستجو می کنند و سیاست ورزی شان معطوف به عامه گرایی است چراکه جلب رضایت عامه بسی آسانتر از نخبگان جامعه است و در جلب رضایت عامه، چندان نیازی به کار عمیق و کیفی احساس نمی کنند. پس با تفکر و بهره وری مناسب از مغز و حافظه میانه خوبی ندارند و لاجرم نیازی هم نمی بینند به مغزشان و تن شان استراحتی بدهند.آن فرماندار محترم نه تنها نشانه ای از یک مدیریت پوپولیستی را بروز داد بلکه می خواهد دیگران را به همان خوی بیاراید و ساعت ۹ شب بهمین خاطر انتخاب و رسانه ای می شود. گو آنکه مدیران نه قرار است استراحت کنند و نه دمی با خانواده بیاسایند. اصلا فرصتی برای مطالعه کردن آنها هم متصور نیست.

    این سخت گیری پوپولیستی در حالی است که جناب ایشان و سایر همکاران اش، اگر به ساعات کار مفید کارکنان و مدیران در کشورمان نگاه کنند خواهند دید که ساعت کار مفید ما از افغانستان و پاکستان هم کمتر است و اساسا ژاپن و مالزی و کره جنوبی با شب زنده داری مدیرانش توسعه پیدا نکرده اند!اما براستی چه کسانی و چرا در عرصه سیاست و مدیریت به اینگونه روش ها گرایش دارند؟پوپولیسم را شاید بتوان نوعی تلاش برای کسب محبوبیت و جلب رضایت عامه، از طریق سطحی ترین عملکردها و تکیه بر امور روبنایی و بزرگنمایی آنها تعبیر نمود.پوپولیستها عموما در عرصه مدیریت ضعیف هستند. تصمیمات خلق الساعه می گیرند و بقول دکتر سریع القلم، چارچوب های منطقی تصمیم گیری را مختل می کنند و مردم را برای کوتاه مدت راضی نگه می دارند و منابع را تلف می کنند. برای همین هم پوپولیسم سرپوشی برای ناکارامدی شان هم هست.

    پوپولیسم به دنبال جستجوی ریشه نابسامانی ها نیست. راه حل هایی کوتاه مدت ارائه می کند. نگاه استراتژیک ندارد و به امور روبنایی اهمیت می دهد. چون نمی تواند در شاخص های اساسی ارزیابی عملکرد بهبودی ایجاد کند، سعی می کنند کارهای سطحی را بزرگنمایی کند. اگر کارنامه آنها ارزیابی و تحلیل کنید می بینید در شاخص های اصلی و مهم ارزیابی ، از دیگران پایین تر و عقب تر هستند و باعث بدتر شدن آن هم می شوند اما همچنان با چهره ای حق به جانب، بر روی موضوعات و موفقیت هایی پیش پا افتاده و روزمره انگشت می گذارند و به آن می بالند. در چنین مواقعی پروپاگاندای رسانه ای و هواراداران آنان از صفت های تفضیلی بهترین، برترین و سختکوش ترین و اولین و… بسیار استفاده می کنند.پوپولیسم، مدیر را از یک پوزیشن راهبردی به ورطه روزمرگی و امورات جاری می اندازد و بدین سان او بجای آنکه فرمانده باشد و حاضر در اتاق فرمان، مدام یا در نقش تدارکاتچی و انجام امور دم دستی(ولی در معرض دید) علاقه ظاهر می شود و یا در مجامع و محافل عمومی که مردم حضور دارند مدام حاضر می شود. از تعریف و تمجید دیگران و کف زدن های ممتد عموم حس بسیار لذت بخشی دارد و لذا کارهایی می کند که احساس کند مردم دوست دارند و حرف هایی می زند که به دل آنان بنشیند.

    اینان، پس بجای آنکه پاسخگوی عملکردها باشند در مقابل مردم حاضر می شوند و با آنان غمگساری می کنند، درددل های مردم را می شنوند و همراه آنان ناله سر می دهند و فی المجلس دستورات لازم را به زیردستان سازمانی می دهند و بدین گونه مدیریت لحظه ای و کوتاه مدت جای مدیریت سیستمی که مشکلات همان مردم و امثال آنان را در فرایند مدیریت مطلوب و برنامه محور حل کند، می گیرد.
    مدیران پوپولیست، مدیرانی همیشه منتقد هستند. چون مردم انتقاد از وضع موجود را دوست دارند. در واقع آنها بجای پاسخگویی وضع موجود، پوزش خواهی و یا کناره گیری، جای منتقدان می نشینند و از مشکلات و ناکارامدی ها سخن می گویند، گو آنکه همه مسئولیت دارند بجز خودِ آنها.با این توصیف ها، عجیب نیست اگر با وجود چشم انداز بیست ساله، اسناد بالادستی، قوانین و سیاست های ابلاغی که هفته ها و ماهها در فضایی علمی تدوین شده اند، کار دولتهای ما در اجرای این برنامه ها و تحقق تحقق آنها می لنگد.

    پوپولیسم از سال ۸۴ به نحو چشمگیری در بدنه اجرایی کشور هم رسوخ کرد و هنوز هم فضای مدیریتی ما پوپولیسم زده است و آثار آن دوره ی ۸ ساله از بین نرفته است و اظهارات آن فرماندار محترم نشانه ای از آن است.همانطور که پوولیسم در ساحت جامعه از دلِ ضعف جامعه مدنی و نبود تحزب بیرون می آید در عرصه مدیریتی هم نبود ساز و کار صحیح و علمی گزینش مدیران- که بی ارتباط با ضعف تحزب در کشور ما نیست- باعث می شود تا افراد بدون دارا بودن شایستگی های لازم بر مسند امور بنشینند و بکوشند تا ضعف های خود را با رفتارهای پوپولیستی جبران کنند و همین کوشش، صرف نظر از اثرات فرهنگی و اجتماعی منفی اش در نهادینه کردن فرهنگ پوپولیسم در جامعه، خسارت های بیشتری را نیز به مدیریت خرد و کلان وارد کند.

    نبود ساز و کار مناسب باعث شده است افراد صرفا بر اساس لابی، دخالت صاحبان قدرت و مکنت و تداخل قوا در یکدیگر و… انتخاب شوند و دور باطل ناکارامدی تداوم یابد.گرچه برای کاهش اثرات و خطرات پوپولیسم باید جامعه مدنی را تقویت نمود، احزاب جایگاه واقعی خود را پیدا کنند و قدرت سیاسی بر اساس مکانیزم های شفاف و بر اساس توزیع عا لانه فرصت ها توسط نهادهای سیاسی اختیار شود، اما تا گذار به آن مرحله، دولت ها می توانند تا حدودی فرایند انتخاب و انتصاب مدیران را شناسنامه دار، شفاف و تعریف کنند و در اصلاح این روند عزم جدی از خود نشان بدهند تا مدیریت اجرایی در کشور سهم واقعی خود را در توسعه بیابد.

    مهدی مکارمی

    برچسب ها :