پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 80132
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۶ دی, ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۷
  •   

    شورای مشترک ؛ آسیب ها ، چالش ها و دورنما!

    این روزها بحث از وجود مصداقیت،کارکرد و میزان نیل ویا انحراف از هدف‌ گذاری های شورای فراموش شده مشترک!! در برخی گروهها در شبکه های مجازی، بچشم می خورد که صرف نظر از ماهیت بحث، بیانگر تحرک امید بخش جدیدی در عرصه سیاسی استان،وبعد ازتفرق وجود سیاسی دو ساله اخیر استان، است.ابتدا باید عرض کرد […]

    این روزها بحث از وجود مصداقیت،کارکرد و میزان نیل ویا انحراف از هدف‌ گذاری های شورای فراموش شده مشترک!! در برخی گروهها در شبکه های مجازی، بچشم می خورد که صرف نظر از ماهیت بحث، بیانگر تحرک امید بخش جدیدی در عرصه سیاسی استان،وبعد ازتفرق وجود سیاسی دو ساله اخیر استان، است.ابتدا باید عرض کرد که صرفنظر از مصداقیت بانیان ومبدعین تفکر ایجاد این تشکل،که در جای خود محترم وموجب امتنان است، اما واقعیت این است که اراده تشکیل چنین شورائی با توان تدبیر وهدایتش، همخوانی نداشته است.و به تعبیر دیگر، ما شاهد گسست جدی در انگیزه تشکیل وانکیخته (حاصل) نهائی شورای مذکور در جامعه هستیم.

    واقعیت غیر قابل انکاردیگر اینکه استان ما همواره ساختار شکن، ونه ساختار آفرین، بوده است. که این فروپاشی ساختارها همواره یا هدفمند و مهندسی شده رسمی بوده ویا غیره رسمی وبصورت اخلاق اجتماعی، بروز میکند و رواج دارد.پس بی شک این انجماد مشترک ومسخ هویت وانحراف در هدف غائی شورای مورد بحث، که منتج به تغایر در انگیزه وانگیخته اش گردیده است،نه اولین درنوع خود، ویقینا آخرین آن هم نخواهد بود. دلایل آن هم متعدد است.که از جمله آنها میتوان به نگرش کلان وغلط به اقلیم سیاسی وبافت جمعیتی استان وسناریوهای متعدد وبا هدف واحد سیاسی،امنیتی است،که در این استان ساخته و پرداخته میشود. که غالبا بصورت استراتژی مدون وبنیادی محرمانه در دستور کار برخی دستگاه‌ها ومدیریتها قرار دارد. ویا حاصل صفات شخصیتی افراد واشخاصی است که مقهور طبیعت تفرق آمیز فشارمحرومیتها وتبعیض است. که اشخاص در چنین جامعه ای بخطا بجان هم افتاده و در سایه فقدان رهبری ومرجعیت با مقبولیت عامه سیاسی، ویا رهبری گریزی اشخاص، تفرق وانشقاق وفروپاشی تشکلها و ساختارهای سیاسی را موجب ومانع جدی انسجام و یکپارچگی در حرکتهای تضاعف اراده‌ وعضله اجتماعی میشوند. که متاسفانه عمدتا ریشه درانانیت و کوته اندیشی ها وارزان فروشی های شخصیتهای ضعیف اما مدعی دارد.

    در چنین جوامعی، بعضا مدیران ضعیف دستگاهی،با سوار شدن بر این واگرائی های خود ساخته وضعف شخصیتی مشهود افراد، از تفرقه بعنوان ابزار ماندگاری خویش بهره می گیرند وبا اتخاذ سیاستهای جذب و دفع هدفمند از دایره قدرت، واستفاده ما مشروع وغیر عادلانه از منابع در اختیار، شدیداً به تخریب چهره های مطرح سیاسی و اجتماعی اثر گذار و هزینه داده مینمایند ، وویترین سازی جایگزینی افراد ناشناخته وبی هزینه،مبادرت مینمایند. وبدین سان به کمک زر وزور، هاله امن تزویری برای خود درجامعه فراهم میکنند. ودر سایه مناعت طبع وسکوت انسانهای شایسته وبایسته از سوئی، وخود شیفتگی دیگران، آنها را به ابزار توجیه کارکرد ضعیف وماندگاری خویش مبدل کرده و آنان را برای واگرائی وقطبی سازی جامعه،مورد ملاعبه و مداهنه قرارمی دهند.لذا همواره اشخاص ضعیف وشیفته نام و مکنت ، پس از اتصال به دایره قدرت غالبا یکی از دو راهبرد زیررا اتخاذ میکنند:

    ۱- خروج از عداد ساختارهای منتقد قدرت وعدم اتخاذ مواضع شفاف ومتناسب با ادعاهای قبلی خود.لذا از مشخصه بارز آنها این است که با کمترین قمضه العینی وبا یک آبنبات چوبی دایره قدرت، دیگردر مباحثات فکری وچالشی سیاسی استان، واز جمله شعارجذاب تبعیض و… در گروههاوشبکه های اجتماعی شرکت نمی کنندومبادرت به قطع مجالست با اشخاص و گروههای منتقد، می نمایند.

    ۲-یا برخی با کنار گذاشتن قبح وحیا،پا را فراتر گذاشته وبا اتخاذ مشی مغایرپیشینه سیاسی خویش،یک شبه توبه نصوح کرده واز تمجید وتهلیل جهری بانیان تبعیض و تفرقه ابائی نمی کنند!! وفعالانه به ساختار شکنی وتخریب چهره ها ولوده گری روی می آورند.بنظر می‌رسد که شورای مشترک امروز نیز متاسفانه نتوانسته از این بیماری جان سالم بدر ببرد. ویقینا آخرین تشکل آسیب دیده و پاتولوژی سیاسی استان ما نیست و نخواهد بود.لذا علی رغم کارکرد مثبت احزاب و تشکلها در نظامات سیاسی جهانی، اینجانب پیوسته با ایجاد ساختار شناسنامه دار،بویژه با زیر ساخت قومی، در استان شدیداً مخالف بوده وهستم. و معتقدم که کارکرد چهره های با نفوذ واثر گذار در نظام سیاسی ما بیش از ساختارهای آسیب پذیر، می باشد. اما اجالتا اگر دوستانی بر احیای شورای مشترک در حال احتضار اصرار داشته باشند، پیشنهاد مشخص بنده مورد زیر می باشد : 

    ۱- تغییر جدی در ترکیب رهبری و ایجاد شورائی با عضویت اشخاص برجسته و هزینه داده ای که از مشخصه اساسی آنها ثبات در اندیشه ونفوذ کلام ورای است. اشخاصی که نام وحضور آنان موجب حسابکشی طرف مقابل واتخاذ اجتناب ناپذیر راهبردهای ایجابی میگردد. بنابر این بهیچ عنوان افرادی که با یک غوره سردی می کنند وبایک مویز گرمی شان میشه، نمی توانند ساختارهای کارآمد و معتنابهی را مدیریت و هدایت نمایند. لذا انتظار از چنین ساختارهائی عبث و بیهوده است.

    ۲-ضرورت بازخوانی اهداف و ماموریت های شورا است. ساختارهای با ماموریت‌های تک بعدی وتعریف نشده وشناور، شدیدا آسیب پذیر و شکننده اند. این شورا که از ابتدا با تک شعار، «مبارزه با تبعیض»، تشکیل شد، سرانجام باتعمید بانیان تبعیض فتیله اش کم سو و چراغش خاموش شد. ضمن اینکه در همین راستا (یعنی تک هدف مذکور) هیچگاه نتوانست کار پژوهی مفیدی انجام وتعریف جامعی از تبعیض توام با مستندات علمی و مصادیق عینی در استان ارائه دهد. وصرفا تبعیض لقلقه السن ودر حدبیانهای ساده کوچه و بازار وتعابیر عوام الناس باقی مانده است. حال آنکه انتظار بود این ساختار در این مدت چند ساله، بتواند تعریف علمی همراه با مستندات و مصادیق قابل دفاع وغیر قابل انکاری ارائه نماید واین مستندات علمی، حقوقی و اجتماعی را مدون و مکتوب وتوام باکلیپهای ویدیوئی، را ضمن بازتاب اجتماعی،به کلیه مسئولین و تا بیت مقام معظم رهبری، ارایه ومنتشر نمایند. اما این اقدام هرگز انجام نشد.وبا این ساختارکنونی به سر انجام نخواهد رسید.

    این انحراف از هدف،سبب شده است که مردم ما از این ابزار نیز خلع سلاح شوند و اقوام وگروههائی که خود بخشی از اسباب رونق تبعیض اند،امروزه با هل من مزیدکردن، خوددر مقام مدعی نشسته وداعیه دار تبعیض در حق خود و مناطق مرتبط شده اند!! وبا فشارهرچه بیشتر روانی بر مدیران اجرائی، در حال جهت دهی به منابع و اعتبارات وانحصار بیش از پیش فرصت‌های استان و هدایت آنها به مناطق ومقاصد خویش اند.!

    از سوی دیگر ساختار شورا از ابزار لم الشمل برای نیل به هدف مذکور منحرف و با فراموشی ومسخ هدف گذاریهای اولیه، بتدریج خودساختار شورا بمصداق بتی غیر قابل تسخیر، جایگزین هدف شده ودر حال ستایش وپرستش است! واکنون بود و نبود آن وشمول عضویت در آن، بعنوان هدف غائی مورد منازعه قرار گرفته است. ضمن اینکه بعضا این شورا را وسیله بهره برداری شخصی ومنفعتی برای عرض عضله خویش،کرده اند!!

    پس پاتولوژی اساسی این تشکل, همین دو موضوع بنیادی(یعنی فقدان چهره هائی که مخاطب ازوجود آنها در این ساختار حساب ببرد،و دیگری انحراف درهدف‌گذاری وفاصله گرفتن از انگیزه اولیه بانیان این تفکر) است.و حتما بایداین دوعارضه درمان واصلاح وبهبود یابند.در غیر اینصورت اجازه دهید این ساختار از عرصه سیاسی اجتماعی استان خارج شده و به بوته فراموشی سپرده شود.ودیگر نه بانیان اولیه ونه حالیان، هیچ تعصب ونزاعی برصغور ووجود وبقای آن نداشته باشند. البته ناگفته نماند که استنکاف وکنار کشیدن برخی اشخاص وچهره ها، علی رغم دعوت جدی از آنها برای حضور و مشارکت در این شورا نیز،بخشی از بحران شورا و دامن زدن به آن را تشکیل میدهد. که امید واریم در نگاه جدید، شاهد این رفتار غیر سیاسی نباشیم. ان شاءالله .والعاقبه للمتقین واهل الیقین. والسلام

    عباس حیصمی

    برچسب ها :