پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 78382
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۲ آبان, ۱۳۹۶ - ۲۰:۳۵
  •   

    دلم کرمانشاه می خواهد!

    توی مسیرهای ورودی و خروجی شهر اهواز همیشه ماشین های وانت باری که محصولات کرمانشاهی را کنار جاده می فروختند، دیده می شوند.این ماشین ها را در کناره های امن از جمله توقف گاههای عمومی، کنار پارکینگ ها، مزارها و میدانها بیشتر می بینیم.در جاده حمیدیه حوالی روستای گمبوعه سالهاست که به آنها عادت کردیم. […]

    توی مسیرهای ورودی و خروجی شهر اهواز همیشه ماشین های وانت باری که محصولات کرمانشاهی را کنار جاده می فروختند، دیده می شوند.این ماشین ها را در کناره های امن از جمله توقف گاههای عمومی، کنار پارکینگ ها، مزارها و میدانها بیشتر می بینیم.در جاده حمیدیه حوالی روستای گمبوعه سالهاست که به آنها عادت کردیم. فروشندگان ماشین داری که از ساعت ۸ صبح تا حدود ساعت ۷ شب کنار جاده هستند. فروشندگانی که دیار خود را برای تامین لقمه ای نان حلال به امان خدا می سپارند و راهی دیار غربت می شوند تا نان برنجی، کلوچه خرمایی، کاک و کرمانشاه بفروشند.

    کرمانشاهشان را فکر نکنم در هر کجای ایران با این اسم بخوانند. اما ما از بچگی به این اسم عادت کردیم. به گمانم کرمانشاه مد نظرم ساده شده، وغات کرمانشاه باشد. نانهای شیرین تا شده بصورت مستطیلی که به پودر شکر آشته می شوند.بخاطر شیرینی کرمانشاه، اغلب بچه ها طالب این شیرینی هستند و بارها در گذر از کنار این فروشندگان بچه هایم خرید آن را از من مطالبه کرده اند.بابا، بابا، کرمانشاه می خواهیم.امروز اما خبری از فروشندگان کرمانشاهی در هیچ مسیری نبود.امروز اولین روزی بود که من در این سن وسال بدجور هوس کرمانشاه کردم.امروز بد جور هوای کرمانشاه به سرم زده است.خدایا: دلم کرمانشاه می خواهد.

    مجید عبودی 

    گمبوعه بزرگ

    برچسب ها :