پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 86942
  • تعداد نظرات : ۷ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۳۱ اردیبهشت, ۱۳۹۷ - ۱۳:۱۵
  •   

    گفتگوی فرضی خداوند و فرشتگان

    هزاران سال از عبادت فرشتگان می‌گذشت. عده ای در سجود و عده ای در رکوع و جمعی بی وقفه مشغول ذکر و تسبیح و تقدیس بودند. تصمیم گرفتند با خداوند گفتگویی کنند. گفتند ای خدای بزرگ، هزاران سال است که تو را عبادت می کنیم و باز هم ادامه می‌دهیم ، آیا مخلوقاتی بهتر از […]

    هزاران سال از عبادت فرشتگان می‌گذشت. عده ای در سجود و عده ای در رکوع و جمعی بی وقفه مشغول ذکر و تسبیح و تقدیس بودند. تصمیم گرفتند با خداوند گفتگویی کنند. گفتند ای خدای بزرگ، هزاران سال است که تو را عبادت می کنیم و باز هم ادامه می‌دهیم ، آیا مخلوقاتی بهتر از ما هم داری؟ خداوند به ایشان فرمود ، به عبادت خود مغرور نشوید و آن را چندان با ارزش تلقی نکنید ، زیرا من ظرفیت شما را این چنین قرار دادم که نه خسته می شوید و نه گرسنه و تشنه، نه شهوت دارید و نه غضب و نه آرزو. در شما شوق عبادت ایجاد کردم و در این راه هیچ مزاحمی برایتان وجود ندارد.

    فرشتگان گفتند ای خدای بزرگ ما معنی این کلمات را نمی فهمیم. گرسنگی و تشنگی و شهوت و آرزو و خستگی یعنی چه. خداوند به ایشان فرمود پس صبر کنید تا نشانتان دهم. اکنون موجودی می‌آفرینم به نام انسان. از او می خواهم که بی چون و چرا مرا عبادت کند و دستوراتم را اطاعت نماید اما مزاحمین فراوانی در این راه برایش قرار میدهم. فرشتگان گفتند خداوندا چگونه. خداوند فرمود، برای مثال خواب را برای او شیرین میکنم و درست در زمانی که او در شیرین ترین لحظات خواب است به او امر می کنم بیدار شود و نماز صبح بخواند. او را به شدت محتاج آب و غذا می کنم و سپس دستور میدهم روزهای طولانی و گرم ماه رمضان را روزه بگیرد تا جایی که لاغر شود و چهره اش به زردی و بدنش به سستی گراید.

    آتش غضب را در جانش شعله ور میکنم و در همان حال از او میخواهم آرام باشد و آنرا مهار کند. وجودش را مملو از شهوت می کنم آنچنان که سخت بی تاب شود اما به او امر می کنم تا خودش را حفظ کند و دامنش را آلوده نسازد. چشمش را مشتاق دیدن صحنه های چشم نواز و گوشش را مشتاق شنیدن نواهای گوش نواز سازم و در عین حال از او میخواهم تقوا پیشه نموده و از آنها احتراز کند. جانش را برایش عزیز گردانم و همسر و فرزندش را عزیزتر از جان. اما به او امر میکنم تا به خاطر من از جان و همسر و فرزندان گذشته و با دشمنانم جهاد کرده تا خونش بر زمین ریخته و فرزندانش یتیم و همسرش بی یاور شود و نیز مال را در نظرش بسیار محبوب قرار میدهم و به او امر میکنم از آن بگذرد و در راه من بذل و ببخشش نماید. و جالب‌تر آنکه در قبال انجام این کارها به او فقط وعده ی پاداش میدهم و پاداشش را برای بعد از مرگش مقرر میکنم و از می خواهم به قول من اعتماد کرده و سخنم را باور نماید. فرشتگان سخت شگفت زده شدند و عرض کردند بار الها مگر چنین چیزی ممکن است.

    آیا این موجودی که فرمودی می‌تواند اینگونه باشد و در عین حال تو را اطاعت نماید. خداوند به ایشان فرمود بله ممکن است. او را می آفرینم و از او میخواهم مرا بر این کار یاری نماید و شما به چشم خود خواهید دید که عده ای از آنان چگونه به یاریم می‌شتابند و چگونه در این راه سر از پا نمی شناسند. و آنگاه که چنین کنند به عزت و جلالم سوگند که ایشان را برترین و عزیزترین  مخلوقات خود قرار داده و از مواهب خود آنقدر عطایشان کنم که هیچ فکری حتی نتواند آنرا تصور نماید.

    به قلم عبدالرحمن جباری

    برچسب ها :
    انتشار یافته: ۷
    1. جناب آقای دکتر جباری
      سلام
      خسته نباشید مطلب بسیار زیبایی بود درود بر شما
      خدا قوت 🌷🌷

    2. متن بسیار زیبا و عالی بود

    3. بسیار زیبا 👌🌹

    4. ⚘بسیار زیبا

    5. بسیار زیبا وعالی👌👌👌

    6. دکتر جان عالی و بسیار زیبا

    7. عالی بود با آرزوی موفقیت شما