پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 77880
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۷ آبان, ۱۳۹۶ - ۰۷:۱۲
  •   

    فریب ریش بدتر از سوزش نیش!

    شب گذشته آقای دکتر فاضل خمیسی از فعالان فرهنگی و اجتماعی یادداشتی با عنوان “اینجا چکار می کنی؟” با نگاهی به درد و رنج ساکنان “حی التنک” یا حلب آباد اهواز در شبکه های اجتماعی منتشر ساخت که مورد استقبال اهل رسانه و پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی قرار گرفت . در همین راستا دکتر حاج […]

    شب گذشته آقای دکتر فاضل خمیسی از فعالان فرهنگی و اجتماعی یادداشتی با عنوان “اینجا چکار می کنی؟” با نگاهی به درد و رنج ساکنان “حی التنک” یا حلب آباد اهواز در شبکه های اجتماعی منتشر ساخت که مورد استقبال اهل رسانه و پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی قرار گرفت . در همین راستا دکتر حاج لفته منصوری حاشیه ای زیبا بر این یادداشت زد که از نظر خوانندگان محترم می گذرد:

    “اینجا چه کار می کنی؟ ” می تواند شامل افراد زیادتری شود. برخی بر مکان نشستند! بعضی روی زمان جولان می کنند! شاید این جمله سید شریف گواه صادقی باشد از آهی که از نهاد خوانندگان “اینجا چه کار می کنی؟” برمی خیزد، باشد. آنجا که گفت: ” خاکی که بر صورت این نوجوان نشسته شرافتش و قداستش از هزاران مویی که در ریش بعضی از مدعیان دروغین حکومت علوی به تزویر روییده، بیشتر است. “

    گویند : درعصر سلیمان نبى، پرنده اى براى نوشیدن آب به سمت برکه اى پرواز کرد، اما چند کودک را بر سر برکه دید، پس آن قدر انتظار کشید تا کودکان از آن برکه متفرق شدند.همین که قصد فرود به سوى برکه را کرد، این بار مردى را با محاسن بلند و آراسته دید که براى نوشیدن آب به ان برکه مراجعه نمود.پرنده با خود اندیشید که این مردى باوقار و نیکوست و از سوى او آزارى به من متصور نیست. پس نزدیک شد، ولی آن مرد سنگى به سویش پرتاب کرد و چشم پرنده معیوب و نابینا شد. پرنده شکایت نزد سلیمان برد. پیامبر آن مرد را احضار کرد محاکمه و به قصاص محکوم نمود و دستور به کور کردن چشم داد. آن پرنده به حکم صادره اعتراض کرد و گفت:”چشم این مرد هیچ آزارى به من نرسانده، بلکه ریش او بود که مرا فریب داد! من گمان بردم که ازسوى او ایمنم پس به عدالت نزدیک تر است اگر محاسنش را بتراشید تا دیگران مثل من فریب ریش او را نخورند”

    عاطفه یا وجدان فرق نمی کند! فاضل خمیسی توقفی متأملانه کرد. اما چه ایستگاهی برای توقف بی وجدان ها و بی عاطفه ها در این مملکت باید ساخت؟! چطور می شود از دریچه ای به جامعه نگاه کرد که فارغ از لعاب های بی مصرف سیاسی – ایدئولوژیک درد ها را آن گونه که هست حس کرد؟”حی التنک” جهنم این دنیایی است که تمامی سیاست گذاران و مجریان را به کام خود خواهد کشید یا اصلا کشیده است.”حی التنک” قبر برنامه های بی مصرف رشد و توسعه ای است که شکاف اجتماعی چون زخمی چرکین در جامعه ی ما ایجاد کرده است.”حی التنک” تابلویی بر همه میزها بلکه مزارهایی که به ناحق در هنگام تصرفشان در پیامهایمان “انتصاب شایسته شان” می نامیم.امان از آه اهالی “حی التنک” که خانمان برانداز است.انالله و انا الیه راجعون

    لفته منصوری

    برچسب ها :