پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 77843
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۶ آبان, ۱۳۹۶ - ۱۶:۲۹
  •   

    بلم سنگی!

    من در داستان هایم از واقعیت می نویسم اما واقعیت های آمریکای لاتین به شکلی است که در نگاه دیگران به افسانه بیشتر شباهت دارد. (گابریل گارسیا مارکز).این روزها در خوزستان همانند کشورهای آمریکای لاتین ، تفکیک واقعیت از افسانه به هیچ عنوان کار ساده ای نیست. وقتی فقر و آنارشی ( هرج و مرج […]

    من در داستان هایم از واقعیت می نویسم اما واقعیت های آمریکای لاتین به شکلی است که در نگاه دیگران به افسانه بیشتر شباهت دارد. (گابریل گارسیا مارکز).این روزها در خوزستان همانند کشورهای آمریکای لاتین ، تفکیک واقعیت از افسانه به هیچ عنوان کار ساده ای نیست.

    وقتی فقر و آنارشی ( هرج و مرج ) ، فساد سازمان یافته و بدون محاسبه ، عزلت اجتماعی و اهمال حاکمیتی و شلختگی بارز مدیریتی ما با اکثر این کشورها مشترک است دیگر فرقی نمی کند که بادهای مرطوب و موسمی ما از سمت دریای کاراییب بوزند یا از سمت خور موسی .کودکان زردنبوی حال نداری که با پای برهنه دنبال توپ های مندرس می دوند یا تابستان ها از شدت گرما و کمبود امکانات خود را به آب متعفن برکه ها و رودهای در آستانه مرگ می سپارند در هر دو منطقه دیده می شوند.

    در هر دو منطقه رویاپردازی بدون بسترعملی بشدت رواج دارد. در هر دو منطقه جوانان ، زخم های فقر را با عصاره جادویی فوتبال درمان می کنند . حاکمیت غیر رسمی اما موثر جریانات فاسد و قدرتمند در هردو منطقه دیده می شود. درهردو مشارکت سیاسی فقط برای تسهیل حاکمیت نالایقان متمکن و پولدار است و منجر به تحول اساسی در زندگی طبقات زیرین اجتماع نمی شود. هر دو منطقه ثروتمند و کم نصیب هستند و هر دو در کنار شرکت های بزرگ ، کاهلانه و منفعل به زوال تدریجی زندگی خود و فرزندانشان می نگرند. . ما کنار شرکت های نفت و گاز و پتروشیمی و آنها درکنار شرکت های بزرگ موز و نیشکر. اگر به جای درخت میموزا و موز و رود ماگدالنا و ماهی موخارا ، نخل و نفت و رود کارون و ماهی صبور بگذاریم وجوه شباهت به اوج می رسد .

    اما در این استان ما از یک ویژگی منحصر بفردی برخورداریم که حتی در آمریکای لاتین هم به این شدت و وضوح دیده نمی شود و آن نادیده انگاری اجتماعی و سیاسی عجیب ما توسط دولتهاست..دولتها و مخصوصا دولت اخیر تمایل و اراده ای برای ساماندهی و کنترل اموراستان ما ندارند و به شکل کاملا ملموس حساسیت بروکراتیک و سلطه اداری خود را بر این استان کم کرده اند. چند سال است که نوعی رهاشدگی عامدانه و کنترل نشدگی هدفمند در تمام اموراستان مشاهده می شود.

    استان حکومت نشده( non govern )و بدون سلطه است و با سبکسری و اهمال شدید، مدیریت می شود. دولت بطور محسوس به نفع گروه های غیر رسمی و باندها عقب نشینی کرده است واستان را به امان غیر امینان سپرده است. این رهایی و کنترل نشدگی وعدم حساسیت به امور در انتصابات مسئولین استان جلوه بارزتری دارد.انتصابات یا از بین خام های بی رزومه و فاقد تجربه است یا از بین اشباع شده ها و بی انگیزه های تهی شده. انگار در این پیوستار هیچ نقطه دیگری وجود ندارد. این مساله به رهاشدگی استان دامن می زند. چرا که نه خام ها توانایی برنامه ریزی و کنترل دارند و نه اشباع شده ها تمایلی به انجام این کار از خود نشان می دهند در نتیجه فساد سیاه (black corruption ) در پیکره دیوانی استان رسوخ می کند و ناکارآمدی به اوج می رسد.

    فساد ازکنترل نشدن و ناکارآمدی از برنامه ریزی نکردن. با چنین اوضاع و احوالی نه خبط و خطایی مورد محاسبه قرار می گیرد و نه عملکرد مثبتی با استقبال مواجه می شود.استانی در خلاء. راکد و رها. زخمی متعفن در معرض هجوم بی محابای باکتری ها و میکروبها. نه تنزیبی برای بند آوردن خون و نه آنتی بیوتیکی برای خشکاندن تعفن. در این بین حکایت نمایندگان ما بسیار شنیدنی ست.

    نمایندگانی که وظیفه ذاتی آنها رصد این فسادها ست جز نشخوار مکررات بی حاصل کار موثر و بازدارنده دیگری نمی کنند.برخی ازاین نمایندگان به خصوص در شهرهای جنوب خوزستان خود را جای همه ارکان دولت گذاشته اند و زیرکانه و به قصد بهره برداری های سوء در آینده ، فرمانداری ها و شوراها و ادارات حساس را با مهره های خودی تسخیر کرده اند. خوزستان پکیج کاملی از مجریان ضعیف و ناظرین فاسد یا بی تفاوت است و در این بین بنظر می رسد بغیر ازکمیت نفت استخراجی از این استان هیچ چیز دیگر برای این دولت اهمیت نداشته باشد.

    شادگان شهری است که دارد بعلت مدیریت نامنصفانه آب به کلی از بین می رود. با تاریخش و نخیلاتش و کشاورزی اش و مردم مظلوم و نجیبش.ترکیب جمعیتی بندرماهشهر به سرعت به نفع غیر بومی ها تغییر می کند و صنایع متعدد این شهر و فرصت های شغلی با سکوت ویا همراهی مشهود مسئولین محلی در اختیار غیر بومی ها قرار میگیرد. استخدام های دولتی در این استان بیش از آنکه به یک استخدام دولتی شباهت داشته باشند به فرایند گلچین کردن ژن های ناب توسط محافل قدرتمند و فاسد محلی شباهت دارند و استخدام اخیر آموزش و پرورش محفلی ترین استخدام چند سال اخیر در کشور است. استخدام نیروهای غیر بومی علیرغم آماربالای بیکاری در بین جوانان استان، همچنان به قوت خود باقی ست .

    صدای اعتراض مردم جدی گرفته نمی شود چرا که اصولا صداهای ناهمراستا و بدون برآیند و مطالبات بدون پشتوانه و تجمیع نشده شنیده نمی شود.سالها قبل برای نجات خوزستان از چنگ دشمن خارجی با شرق و غرب پنجه در پنجه افکندیم و ایثارگری ها و جانفشانی ها کردیم اما امروز این استان را بدون سلطه و نظم و نسق حاکمیتی در چنگال فساد و آنارشی رها کرده ایم و با بی تفاوتی به اضمحلال و فروپاشی اش می نگریم. خوزستان امروز، ما را به یاد بلم سنگی خوزه ساراماگو نویسنده پرتقالی می اندازد.

    درآن داستان تخیلی در اثرفعل و انفعال ساده یکی از شخصیت های داستان که در ظاهر نامرتبط جلوه می نماید شبه جزیره ایبری( شامل پرتقال و اسپانیا) از اروپا جدا می شود و مانند یک بلم بزرگ سنگی راهی اقیانوس می شود و اروپا را بهم می ریزد. خوزستان ما هم در اثرندانم کاری های کلان حکومت مانند بلم سنگی در دریای مواج تقدیرو تصادف رها شده است . بلمی که با این نظارت و اجرا بعید است به ساحل آرامش برسد.

    رها کردن این استان به امان مقدرات نه زیبنده حاکمیت است و نه در خور این مردم و از کشوری که به دنبال تبدیل شدن به قطب ثبات و استقرار منطقه ای است و آرمانگرایانه به آفاق توسعه می نگرد انتظار می رود برنامه ای برای مبارزه با فساد داشته باشد و سلطه ای همگن و حساسیت یکدستی نسبت به تمام نقاط مرزوبومش اعمال نماید. دولت نباید با سهل انگاری ، اقتدار و سیطره و دامنه نفوذش را به نفع قدرتمندان فاسد کاهش دهد و مردم و مطالبات آنها را در مقابل کانون های فساد تنها بگذارد. دولت باید به رکودهایش در این زمینه با احتیاط نگاه کند چرا که قوه نفاذ ( penetration ) و سلطه دولت بر سازوکار مدیریتی استان حتی در دوران جنگ و تهدید خارجی هم تا این حد تنزل پیدا نکرده بود.

    محمد دورقی

    ۴ آبان ۹۶

    برچسب ها :