پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 88192
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۶ تیر, ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۹
  •   

    غیبت در جشن تاک!

    چند روزی است که صدای جشنواره انگور فضای مجازی را به طور خاص تاکستانی کرده، در اطراف کوتعبدالله روستایی است که مردمانش به کشت انگور پرداخته اند، و در این جهان تلخ، حتی شنیدن این شیرینی خوش است، اما تبلیغات جشنواره و خبرهای منتشره هر چه بود تنها به نشان دادن چهره مدیران شهرستان بسنده […]

    چند روزی است که صدای جشنواره انگور فضای مجازی را به طور خاص تاکستانی کرده، در اطراف کوتعبدالله روستایی است که مردمانش به کشت انگور پرداخته اند، و در این جهان تلخ، حتی شنیدن این شیرینی خوش است، اما تبلیغات جشنواره و خبرهای منتشره هر چه بود تنها به نشان دادن چهره مدیران شهرستان بسنده کرده و دست پینه بسته کشاورز، در مدیومشان مفقود بود، این زمین را چه کسی شیرین کرد؟ بذر تاک را چه کسی کاشت؟

    برگ های مو را چه کسی ناز می کرد، این برگهایی که نازشان به شیرینی انگوری سبز منتهی می شود، چه کسی شبانه هایش را در تاکستان گذراند تا حیوانات سرگردان، به شاخه های جوان تاک آسیبی نزنند و … در برابر همه این پرسشها و پرسشهای دیگری از این دست، در تبلیغات رسمی جشنواره پاسخی نمی بینی و همه پاسخها به شخص شخیص مدیر منتهی می شود،تو گویی مدیر هم در اتاق کارش بود، هم در تاکستان به درختهای تشنه میرسید،هم با بیلی در دست نهرهای کوچک آبیاری را مدیریت می‌کرد و به سان سوپرمدیری همه کارها را در دست مدبر خود داشت و بقیه فقط تماشاچی بودند، تماشاچیهایی که احتمالا حتی آداب تماشا را باید از شخص مدیر الگو میگرفتند، چرا که آنها در بی کنشی، فقط مدیون کنشهای فرزانه شخص مدیرند، و اگر حالا تاکستانی می بینند از الطاف خفیه و جلیه مدیر محترم و اندکی هم دوستان وی است.

    جشنواره انگور، فکر هر کس بود آفرین دارد، اگر ایراداتی هست، طبیعی است و هر چیز در اولین اجرا پر از ایراداست، اما فقدان چهره های موثر در داستان و تنظیم خبرها و گزارشها به شکلی که انگار هیچ کس نبوده و همه میدان به دوش یک نفر، خبر از سوء مدیریت حداقل در جریان اطلاع رسانی میدهد، بی توجهی به این نکته که حتی در سازمان مدیر برگزار کننده،بسیاری دیگر نیز حضور داشتند و موثر، نشان میدهد که حتی در شهرستانهای کوچک، مدیران محترم جایی برای کنش گروهی نمی شناسند و در تصورشان چنین است که اگر بگویند اصل زحمات این جشنواره بر دوش بخشدار جوانی بود که دلش می خواست جشنواره ای آبرومند برگزار کند! یحتمل به تریج قبای شخص مدیر بربخورد و حتی اگر نشانی از کشاورزی دهند که کل این جشنواره بر کتفهای خسته او برپاشده و …یک جشنواره، کلی کار،کلی خبر، کلی گزارش،کلی تصویر و کلی زحمت و بسیاری آدم، بسیاری کارگر، بسیاری کشاورز،بسیاری کارمند، بسیاری مسئول و بسیاری تاک، همه چهره های مفقوده ای هستند که در تبلیغات جشنواره غیبشان زده، اینان را پیدا کنید و بگوید احسنت، خسته نباشید؛ بگویید که ما میدانیم بار برگزاری جشنواره بر دوش شما بود و با همه کاستی ها، اما کارتان آفرین داشت.

    غلامرضا جعفری