پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 85254
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۳۰ فروردین, ۱۳۹۷ - ۰۹:۴۹
  •   

    بی محلی به تاج محل!

    خود را به ندیدن میزنم، انگار نه انگار که صدای زن نسخه بدست را، میشنوم : < تو را بخدا کمک کنید، شوهرم بیمار است>، بر سرعت گام هایم اضافه می کنم، تا بیش از این نشنوم، همینطور که از آن خانم دور می شوم، ناگهان تردید تمام وجودم را گرفت، نکند راست میگه، اما […]

    خود را به ندیدن میزنم، انگار نه انگار که صدای زن نسخه بدست را، میشنوم : < تو را بخدا کمک کنید، شوهرم بیمار است>، بر سرعت گام هایم اضافه می کنم، تا بیش از این نشنوم، همینطور که از آن خانم دور می شوم، ناگهان تردید تمام وجودم را گرفت، نکند راست میگه، اما نه! غالبا اینجوری میگند:فرزند یا همسر مریض دارند، تازه بعضی مسوولان مربوطه هم با اعلام اینکه تکدی گری نوعی کلاهبرداری است، کار ما را برای آسودگی وجدان راحت کرده است؛ اما! کدام نظر مسوولین مذکور درست بوده که بشود به این نظریه آنها اعتماد کرد.

    نمیتوا نم از این اصطلاح مندرس و غیر قابل توجیه استفاده کنم، که متکدیان چهره شهر را مخدوش کرده اند! انسانهایی که این روزها همه جا جلوی شما سبز می شوند، در غذاخوری نشسته ای که ناگهان چهره ی تکیده ی مردی که می گوید، یک روز تمام غذا نخورده، تمام لذت غذا خوردن را از تو می گیرد، نمیدانی چه تصمیمی بگیری؟ او را همسفره خود کنی،؟ با اندک پولی او را از خود دور کنی، ‌؟ و یا با دادن تکه ای از غذایت، وجدانت را آسوده نمایی و یا اینکه با اعتراض، او را به کار کردن و تلاش آشنا سازی.گدایان چهره شهر را مخدوش میکنند؛ اما این سوال بی پاسخ میماند :کدام شهر؟ با کدام مختصات شهری؟ با کدام برنامه ریزی؟ با کدام مهندسی و آینده نگری؟

    شهر یک سیستم است، که مهمترین رکن آن انسان هایی هستند که در کنار هم احساس خوشایندی و شادی جمعی میکنند؛ در این فرایند افرادی که کمکی بحال جامعه نمیکنند، و مثل زالو خون جامعه را می کنند هم چهره شهر را مخدوش میکنند، آن مسوولانی که بجز منافع فردی و گروهی خود به چیزی نمی اندیشد شاید بارها بیشتر از آن زن ِ گدا شهر را چهره شهر را مخدوش کرده اند.چهره شهر! بسیار بیشتر و بیشتر توسط آن رشوه بگیرانی مخدوش میشود، که رشوه گیری و روند رشوه سازی را در شهر رایج کرده اند، و در این راه ماسک بر چهره ادای شهروند متعهد را در میآورند.هر چند رو آوردن افراد فقیر به تکدی گیری به عوامل درونی و بیرونی زیادی مربوط میشود؛ اما آنچه مایه نگرانی است؛ وفور و ازدیاد این افراد در شهری است؛ که بالاترین آمار آلودگی هوا، بیکاری، اعتیاد و… داراست و این معضل هم قوز بالا قوز شهروندان شده است

    کار به قیافه یا اینکه این گدایان از کدام قوم و قبیله هستند، ندارم، فقط میدانم، آنها انسان هایی هستند مثل من و شما؛ حال یا اینکه دروغ میگویند و واقعا از این طریق کلاهبرداری کرده و حتی اقدام به اعمال مجرمانه میکنند، که باید شناسایی، دستگیر و مطابق قانون با آنها برخورد شود، و یا نه! واقعا مستحقانی ،نیازمند یاری هستند، که باید آنها را کمک کرد،در مصاحبه یکی از مشاوران، با خانمی که دم درب مسجد!! نشسته و گدایی می کرد، این واژه ها نمود بیشتر داشتند، که آن زن با داشتن ۴ فرزند صغیر و یتیم که تنها از بهزیستی امرار معاش میکردند؛ بین خود فروشی ناخواسته و از سر جبر و یا گدایی حیران شده بود، که ایشان گدایی را بسیار شرافتمندانه تر از آن رفتار برگزیده بود.

    هر چند نمیشود، وجود شبکه های گدایان که از طریق کرایه گرفتن و فروختن نوزادن، قطع عضو افراد گروه، جهت جلب دلسوزی عابران، استفاده از کودکان و بخصوص دختران نوجوان در جامعه کتمان کرد، اما این مانع آن نیست؛ که از دستگاه های مربوطه سوال شود، چرا با این تبهکاران برخورد نمی شود،از سویی دیگر لازم است؛ پرسیده شود، راستی تا حالا متوجه شده اید، حضور و وفور بالای متکدیان در اهواز بخصوص در این دو، سه ساله براثر چیست؟ آیا ارتباطی بین افزایش زباله گردها و بخصوص خانم های زباله گرد و تعداد گدایان در شهر وجود دارد، و آیا این عوارض بر عزت نفس اجتماعی، و غمگینی جامعه چقدر مؤثر است؟

    در دور باطل فقر؛ این فقر است که تداومش بیشتر و دامنه اش گسترده تر میگردد، و زایش تاریکی بجز سیاهی نمیتواند، رنگ دیگری باشد، خطرناکتر از چهره پلید فقر، احساس بی عزتی و تحقیر است، که خود را در رفتارهای ناهنجار و حتی غیر انسانی نشان میدهد، درماندگی در برخورد باتکدی گری تا آنجا پیش میرود، که مجرمانه بودن یا غیر مجرمانه بودن آن هنوز پر از ابهام است.اما بشنوید، از توریست هایی که از هند دیدن کرده اند : غالب آنان بجای اینکه از شگفتی های تاج محل خاطره داشته باشند، ذهنشان مملو از بیچارگی مردم و گدایان هند است…

    فاضل خمیسی

    برچسب ها :