پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 81118
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۹ دی, ۱۳۹۶ - ۱۷:۲۷
  •   

    نامه یک شهروند به خداوند در روزی ریزگردی!

    خدایا ؛دیگر از ما گذشته دست تقاضا دراز کنیم و از تو هوای پاکیزه بخواهیم، هر چند که تو تواناترینی؛ اما ما را روی چنین درخواستی نیست ولی کرم کن و برایمان مدیرانی بفرست که توان درک فاجعه را داشته باشند، مدیرانی که بتوانند کمی آن طرفتر از میز درازشان را، یحتمل اگر دراز باشد […]

    خدایا ؛دیگر از ما گذشته دست تقاضا دراز کنیم و از تو هوای پاکیزه بخواهیم، هر چند که تو تواناترینی؛ اما ما را روی چنین درخواستی نیست ولی کرم کن و برایمان مدیرانی بفرست که توان درک فاجعه را داشته باشند، مدیرانی که بتوانند کمی آن طرفتر از میز درازشان را، یحتمل اگر دراز باشد و یا نه! ببینند، مدیرانی که در اتمسفر مغزشان فسفر کافی برای سوخت و ساز باشد تا بفهمند نمی توان بخش گسترده ای از یک اجتماع را به دلیل ریزگردهای مهاجم بی خبر از خدا تعطیل کرد و در همان روز، پدرها و مادرها و برادرها و خواهران بزرگترشان را به جاده های نفس تنگی کشاند!

    خداوندا ما به مقیاس آدمیتمان طلب میکنیم به همراه جهلی لدنی و تو به مقیاس توانایی و دانایی ات که مطلق است عطا میکنی، که ما را خبر از هیچمان نیست اما این حداقل خواسته ای است که مدیرانی داشته باشیم با میزان ذخیره بیشتری اکسیژن، ذخیره ای که باعث شود فسفرهای مغزشان به خوبی فعال باشند و در اثر چنین فعل و فعلیت و کنش و واکنشی؛ بفهمند که دانش آموزان مدارس و اطفال مهدکودکهایی که تعطیل میشوند را نمی توان در خانه به امان اداره برق و آب و فاضلاب وانهاد و در اثر درایت مدیران مذکور که بهره ای از واژه بهره وری ندارند، والدین بچه های مذکور، خاصه مادران را به ادارات پر از ریزگرد کشاند تا فقط به مصرف کننده برق و آب و البته مقدار مطبوعی گرد و غبار تبدیل شوند و هر دقیقه شان در نگرانی بچه های مادر مرده ای بگذرد که تعطیلند و در خانه تنها مانده اند و حتی آب می تواند برایشان به هیولایی قاتل تبدیل شود.

    خداوندا ما را زبان فهماندن مدیرانمان نیست اما از کرم تو بعید نیست که با سیلی محکم حقیقت به گونه های نازکشان، در همان حالی که کت و شلوار ضد غبارشان را پوشیده اند، مواجه شان سازی تا بفهمند کارمندان و کارگرانی که بچه هایشان در خانه ول مانده اند و حتی مهدکودکها نیز در اثر تعطیلی حاضر به رعایتشان نیستند هیچ بهره ای نه برای سیستم و سازمان خواهند داشت و نه… و جالبتر آنکه مدیران محترم مذکور نمیدانند مهدکودکهایی که تعطیل کرده اند از همان خانواده ها مبلغی دوبرابری طلب میکنند تا در روزی ریزگردی بچه ها را تحویل بگیرند.خداوندا مرا ببخش اگر از سر بندگی چیزی گفته باشم که نباید، اما به جز تو گوشی شنوای رنج متراکم مردم نمی بینم، مردمی که خواسته اصلی خود را در اثر زبان بازیها و نقش آفرینی های عده ای کاسب رنج و مرگ از یاد برده اند و حالا آنچه می خواهند امری حداقلی است؛ این که اگرمدیران محترم! قرار بر تعطیل مهدکودکی و مدرسه ای دارند، یادشان باشد که بچه های مردم را نمی توان به امان اداره های خدمات رسانی! چون گاز و آب و فاضلاب و نهایت شهرداری سپرد، که در چنین فرضی آنچه برای خانواده باقی خواهد ماند یحتمل خانه ای سوخته و کودکانی باشد که در حمام خانه …خداوندا تو عالم به همه این نقطه هایی هستی که گذاشتم؛ و میدانی در پس هر کدامشان میتوان چهره فاجعه ای تازه را دید و این از کرم تو بعید نیست که فسفر مدیران ما را دوچندان سازی تا بفهمند: فاجعه از آنچه فکر می کنید به شما نزدیکتر است.

    برچسب ها :