پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 77040
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۲ مهر, ۱۳۹۶ - ۲۰:۵۱
  •   

    بایدها و نبایدهای بستنی‌ و پل شهرستان ملاثانی!

    در حال مرور اخبار و حوادث رویداده و یا در معرض حدوث بودم که با خبر نشست نماینده اهواز با مسئولان شهرستان باوی روبرو شدم، راستش تیتر و مقدمه متن گزارش، اصلا برای ادامه خواندن دعوتم نمیکرد، خواندن را آدابی است و من آموخته ام در این زمانه اندک، از کلماتی که نگاه را میخکوب […]

    در حال مرور اخبار و حوادث رویداده و یا در معرض حدوث بودم که با خبر نشست نماینده اهواز با مسئولان شهرستان باوی روبرو شدم، راستش تیتر و مقدمه متن گزارش، اصلا برای ادامه خواندن دعوتم نمیکرد، خواندن را آدابی است و من آموخته ام در این زمانه اندک، از کلماتی که نگاه را میخکوب نمیکنند بگذرم، اما نوعی حس قرابت با شهرستان باوی و لمس از نزدیک رنج و سختی مردمش که امروزه بستنی شان را همه می شناسند، نگاهم را مجبور به لغزش بر کلمات کرد و آنچه میخواندم سیل کلماتی بود که در این دو سال و اندی از همین نماینده محترم و البته سایر نمایندگان محترم اهواز خوانده و شنیده ام؛

    اینکه باید چنین شود و چنان شود، اینکه نفتی ها اندکی با این سرزمین ثروت و طلای سیاه به مروت رفتار کنند و اینکه … راستش چیز تازه و دندان گیری در میان نبود و همه جلای جلسه به زعم نماینده محترم و نتیجه اش در این خلاصه شده بود که مسئولان، مشکلاتشان را بگویند تا نمایندگان پیگیر باشند، شاید فرجی شد و دفع بلایی گردید و به قول نماینده محترم مثل موضوع فاضلاب کارون که مسئولین گفتند و جناب ایشان به شخص وزیر منعکس فرمودند و قس علیهذا،بماند که در روزگار امروز، مشکلات را بدون جلسه و … هم میتوان اعلام کرد.

    خبر به نیمه های نهایی خود رسیده بود و من لجوجانه هنوز امیدوار بودم که شاید اتفاقی افتاده باشد،تجلی کلمه پل شهرستان باوی اندکی امیدوارم کرد اما در ادامه دیدم جریان همان است که پیشتر بود، پلی که قرار بر احداثش در شهرستان باوی، در حدود چهارسالی می شود که مدام در خبرها می آید و وعده ساختش را میدهند و هنوز هم خبری نیست، و ناگهان نوری از خبری جالب چشمهایم را به هم دوخت، اینکه جاده هفتکل به باوی احداث شده، جاده ای که الحمدلله برای برخی از هم استانی های ما مسیر را کوتاهتر کرده و این عزیزان مسیر تا اهواز را پس از این زودتر طی خواهند کرد و می توانند مدام بروند و هی بیایند.
    القصه اینجای خبر نقطه مثبتی بود اما این ذهن گرفتار، مدام در حال تولید پرسشهای آزاردهنده بود و هر چقدر خواستم که بیخیال این یک دانه خبر و پرسش مربوطه شوم، نشد که نشد تا اینکه از خودم پرسیدم راستی جاده هفتکل به باوی چه نفعی برای مردم شهرستان باوی دارد؟ جاده برقرار شده که خیلی خوب اما اگر مسئولان باوی اعلامش می‌کنند احتمالا بدین معنی خواهد بود که هزینه جاده از اعتبارات مربوط به همین شهرستان هزینه شده؟! در حالیکه همان پل یاد شده در حدود چهار سال و اندی می‌شود که گرفتار نبود بودجه و اعتبارات است! و چگونه است که برای جاده ای مرتبط با شهری دیگر، هزینه و اعتبارات در جای خود و شاید بیشتر هم وجود دارد اما برای پروژه‌ای در قلب شهرستان جیبها فقیر باشد؟! آنوقت نقش نماینده اهواز در خصوص جاده هفتکل چیست؟ نقش سایر مسئولان محترم شهرستان باوی که خیرشان حتی به شهرهای همسایه رسیده اما پل درون شهرشان را از یاد برده اند چیست؟!

    راستی و درستی اینکه سوالها مدام در حال تولید بودند اما پرسش جایی که پاسخ نباشد عین بیماری است، مرض است، جنون است که آدم را گرفتار می‌کند و بدتر اینکه معمولا پرسشگران آینده خوبی نداشته اند و …ای کاش اما نماینده محترم اندکی از بستنی باوی و یا همان ملاثانی خودمان تعریف می‌کرد و از تکرار مکرر بایدها و نبایدها اندکی می‌کاست و در جلسه بعدی اگر بتواند خبر از بزرگراه تهران- رشت بدهد که این بزرگراه هم گمان کنم اندکی و یا بیشتر کسر بودجه داشته باشد.البته باید به نماینده و مسئولان محترم شهرستان هفتکل از صمیم قلب تبریک گفت که باری از مشکلات مردم را کاستند.

    غلامرضا جعفری

    برچسب ها :