پایگاه خبری تحلیلی عصر ما
  • کد خبر : 71702
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۴ تیر, ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۰
  •   

    جامعه ی ایرانی ؛ در باب جامعه ی اتمیزه!

    فکر می کنم دو سه هفته پیش بود که وزیر نیرو از مردم خواست که در مصرف برق صرفه جویی کنند… وزیر توی صحبت های خود، مردم را مخیر کرده بود میان ۱۰ درصد صرفه جویی و احتمال قطعی برق… عکس العمل مردم چه بود؟ دقیقا دو روز بعد از آن، مصرف برق رکورد زد… […]

    فکر می کنم دو سه هفته پیش بود که وزیر نیرو از مردم خواست که در مصرف برق صرفه جویی کنند… وزیر توی صحبت های خود، مردم را مخیر کرده بود میان ۱۰ درصد صرفه جویی و احتمال قطعی برق… عکس العمل مردم چه بود؟ دقیقا دو روز بعد از آن، مصرف برق رکورد زد… و این معنایش آن بود که مردم حرف وزیر نیرو را نشنیده بودند… او دوباره هم آمد و گفت که اگر مردم مراعات نکنند مصرف برق از حد بحران فراتر می رود… و بعد دوباره از مردم خواست که در مصرف برق صرفه جویی کنند… نتیجه جالب بود… مردم روز بعد، رکورد تاریخی را دوباره جابجا کردند… و این بار از مرز بحران هم گذشتند… انگار که با وزیر سر لجاجت داشته باشند…

    چرا این مسأله رخ می دهد؟ کسی می تواند بگویند که اساسا کانال های ارتباطی وزیر و مردم ضعیف است… می تواند استدلال بیاورد که مردم تلویزیون و رسانه های رسمی را چندان به رسمیت نمی شناسند… من فکر نمی کنم چنین باشد… شاید جوان ترها یادشان نیاید… اما در زمانه ای که تلویزیون ملی بی رقیب بود و اثری از شبکه های ارتباطی و کانال های ماهواره ای نبود… و بابا برقی داشت فریاد می زد که مصرف بی رویه کار خیلی بدی است هم مردم چندان به این حرف ها توجهی نداشتند و بی رویه مصرف می کردند…من فکر می کنم مسأله هر چه باشد نباید از دو نکته غافل شد…

    نکته ی اول این که در جغرافیای سیاسی به نام ایران، به دشواری می توان سخن از روح جمعی و همبستگی حرف زد… مردم ایران در نگاه اول خودخواه و فرد محور شده اند… و در نگاهی عمیق تر ما با جامعه ای اتمیزه رو به رو هستیم… جامعه ای که در آن، پیوندهای گروهی و اجتماعی و احساس همبستگی در سطحی حداقلی است… همین باعث می شود که تصمیم های جمعی و فراگیر و ملی در آن. خ ندهد… هر کس در این اجتماع اتمیزه فقط خود را می بیند… و در دنیای خود به سر می برد… دنیایی که اشتراکات با دیگران یا در آن وجود ندارد یا دست کم در اولویت رفتارهای اجتماعی نیست…

    نکته ی دوم در ارتباط با مفهومی به نام «سرمایه ی اجتماعی» است… در هر جامعه ای برای آن که حرف گوینده ای نفوذ داشته باشد آن فرد باید از سرمایه ی اجتماعی کافی برای این نفوذ برخوردار باشد… در واقع «نافذ بودن گفتار» ربط مستقیمی با «سرمایه ی اجتماعی» گویندگان آن گفتار دارد… و علت این بی اثر ماندن گفتار سیاستمداران ایرانی را باید در یک فرآیند مداوم و طولانی مدتی از «ریزش سرمایه ی اجتماعی» دید… فرآیندی که دلیلش هر چه باشد نتیجه اش همین بی اثر بودگی است…

    پی نوشت: این مطلب اصلا ربطی به «عمارت مرکز ثقافی» ندارد… و من تاکید فراوان دارم که حال «عمارت مرکز ثقافی» خوب است… و جای هیییییچ نگرانی نیست…

    برچسب ها :

    نظرات برای این مطلب بسته شده است.


    Sorry, the comment form is closed at this time.